خرید بک لینک
زورق شـعـر نمک به زخم دلم می‌نهی، ملالی نیستندارم از تـو گلایه، بکش، خیالی نیست نشسته زورق شعرم بـه گل، کلامم مرددگـر بـرای سـرودن عـزیـز، حالی نیست به شعر حافظ شیرین سخن قسم،یارانبـرای آخـر ایـن قصّه شوق فـالی نیست دلـی اگر کـه بـجـا مـانـده از کسی اینجااز آه حسرت و اندوه عشق خالی نیست هـر آنـچـه قسمت مـا بـود از جفا، دادندبـه پیشگاه قـضـا و قـدر، سوالی نیست کـسـی نـکـرده گــل آلــود آب عـمـرم راشــروع رود مـرا چشمـه‌ی زلالی نیست بـه گـوشـه‌ی قـفـسـت اکتفا نـما #واسعدگـر بـرای پـریـدن تو را مجاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا صفری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 7:40

آئـیـنـه‌ی اقـبـال بــا یــاد دل غــم زده‌ای سـاخـتـه ما راچــون بـیـد پریشان اگر افراخته ما را مـن دورتـریـن نـقـطـه‌ی آبـادی شـهـرمحـق دارد اگـر از قـلـم انـداخـتـه ما را دلـداده‌تـریـن عـاشـق بـی نام و نشانممـعـشـوقـه‌ی‌ بی‌عاطفه نشناخته ما را یک عمر دویدیم و به مقصد نرسیدیمهر‌چند در این معرکه بـگـداخـتـه ما را بـا دسـت تـهـی رفـتـه قـمـار آخر کاریدنـیـای نـگـون بـخـت اگر باخته ما را غـمـنـامـه نوشتن هنری نیست رفیقانگلواژه‌ی دستی‌است که پرداخته ما را #واسـع گـلـه‌ای نیست از آئینه‌ی اقبالبــا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا صفری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 7:40

کوه یخ پـایـیـز خـبـر می‌دهد از درد به خاکاز مـرگ هـزار غـنـچـه‌ی زرد به خاک ای سـبـزتـریـن بــرگ بـهـاری ، پاییزفـریـاد بـر آورده کـه بـرگـرد به خاک حرصی که چوکوه آتش افتاده به‌جانیک‌روز شود چوکوه یخ سرد به خاک صـد قـصّـه‌ی تـلـخ می‌گذارد بـر جایتـا بـر سـر دست می‌رود مرد به خاک ما را سر شوق کـاخ سـلـطانـی نیستسر می‌نهد این عاشق شبگرد به خاک گویند کـه عشق از آسمانها جـاری‌استحیرانم از‌یـن دانـه که گل کرد به خاک چون مـهـر تـو را می‌بـرد آخـر #واسع آنـکـس که تــو را ز مـهـر آورد به خاک #سید_علی_کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا صفری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 7:40

چـراغ شـعـر

چـراغ شـام شعرم را شـکـسـتـنـد

همان‌هائی که زیرش می‌نشستند

الـهـی بـاز کـن بـا دسـت لـطـفـت

دری را کـه بـه روی بـنـده بستند

#سید_علی_کهنگی مهر 1404

@sayedalikahangi

برچسب: نویسنده: مینا صفری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 7:40

سـراب تـوهّــم جـهـان بـرای خـرابـی بـه پـا شـد از اوّلتــمــام هـسـتـی انـسـان فـنـا شد از اوّل خوشا کسی که به دنیا دلی نبست و گذشتو از ســراب تـــوهّـــم جــدا شـد از اوّل خوش‌آن پرنده که در جرگه‌ی کلاغان بودکـز آفـت قـفـس و غـم رهـا شد از اوّل شب آمد و من و پروانه‌های جان بر کفشــروع قـصّـه‌ی دیـوانــه‌ها شد از اوّل کـجـا ز سـاز شـکـسـتـه نـوای شـاد آیـدمن آن نی‌ام که لـبـم بی نوا شد از اوّل مـران ز کـوی خـود آواره‌ی مـحـبـت رابـه درد عـشـق تـو گر مبتلا شد از اوّل گــرفــتــه راه شـکـوفـائـی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا صفری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 7:40

عـشـق شـیـریـن مـا را خـیـال وصـلـش بـر بـاد داد آخرتــقــدیــر مـا بــه دسـت صیّاد داد آخر دل را چو شاخه‌ای گل تقدیم کردم امّااو هـمـچـو قـاصـدکـهـا بر باد داد آخر پــایــان تـلـخ بــاشـد در انتظار عشّاقتـاوان عـشـق شـیـریـن فرهاد داد آخر غمگین‌تـریـن غزل را از مکتب شقایقیــاد مــن پـریـشـان ، اسـتــاد داد آخر خاموش بودنم را مدیون بـانـگ طبلمدرس سـکـوت کـردن، فـریـاد داد آخر اسـرار شـاد بـودن، پرسیدم و نگفتندبـا عـشـق پـاسخـم را شمشاد داد آخر می‌جوشد از مزار واسـع چو لاله‌ای سرخخــونــی کــه زیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا صفری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 7:40

شـعـر شـهـرضـایـی (پَتِه آبا برق) روزگـاری همه مـون عَـیـنـی دُکـون بَقّالی‌یِسهمه‌چی هَس آما اَصله کاریه جاش‌خالی‌یِس یِـه پِـرایـدی صِـفـرا بـا قَـرضا قُـلِـه،آ وامـا دَرزورِکـی اِسِّــدَمــا بِــچِــم مـی‌گِـد آشـغالی‌یِس بَسکی‌کا مَریضی رَنگارَنگ دُچـاریمون شُدِسرووامـون کَکمَکیا،پوس‌دَسامون خالخالی‌یِس سَـرا تَـه مَـحـلّـه را هر‌چی نیگا بِـش می‌کونیتُـلـه بـه تُـلّـه پُــرِز خِــرابــی‌یـا پـارسـالـی یِس کـوچـه‌وا خـیـابـونـامـون کـا چـالـه اُوِرت دَرِدکـارا شَـهـداریـا اَی بـوگَـم هَمِش مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا صفری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 7:40

آتــش نـــاز

شـدم پـیـر و چو دوران جوانی

شده کارم به یادت شعر خوانی

تو نیز ای سنگ دل با آتش ناز

بـسـوزان جان من تا می‌توانی

#سید_علی_کهنگی آبان 1404

@sayedalهikahangi

برچسب: نویسنده: مینا صفری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 7:40

شعر شهرضایی (حاتِلِکی) اَی‌خوش اون دورا‌‌ زَمون کاپاچه خواری مُد نبودآ ، بــا مــاشــیــن عــاریــه آبـــورو داری مُد نبود سَـری زانــو شَـلوارا جِـــرِمــبِــه بــودا سـابـیـدههَـمِـش از بی پولی بود،مِث حالا واری مُد نبود کــارا بــارا رَعــیِــتــا بــا خــر بـودا گـابـا قـاطـرتــوو شِـنـا بــیــابــونــا شـتـر سوواری مُد نبود پُختا پَز مادِرا مون توو مُدبَقا چه کیفی داشتتُــســتِــرا پُــلــو پَــزا ادویــه کــاری مُـد نبود اَبـرو‌وا دُخـتِـرا شـب عروسی وَرداشته می‌شدایــن هــمــه اَطـفــارا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا صفری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 7:40

سرای غزلحصارهای بی‌کسیحصارهای بی‌کسینـشـسـتـه روی خـاطـرم غـبـارهـای بی‌کسیبـه هــیــچ مـی‌کـشـانـدم قـرارهـای بی‌کسیگذشتم از جـنـون و از خیال‌های کال عشقبـبـیـن چـه‌هـا کشیدم از فشارهای بی‌کسیتـمـام فصلهای مـن تهی ز شعر زندگی‌استکـسـی نـدیـده همچو من بهارهای بی‌کسیچـقـدر آرزو در ایـن دیـار دفـن گشته‌استگــرفــتــه روی شـهـر را مـزارهـای بی‌کسیبـه آفـتـاب غـم قـسـم کـه در حـوالی شبمپــر اســت از تــوهّــم ســوارهــای بی‌کسیپـنـاه مـی‌بـرم بـه کـنـج پـیـلـه‌ی خمودگـیشکسته بـال و خسته‌ام ز تـارهایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا صفری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 7:40

صفحه بندی