سـراب تـوهّــم
جـهـان بـرای خـرابـی بـه پـا شـد از اوّل
تــمــام هـسـتـی انـسـان فـنـا شد از اوّل
خوشا کسی که به دنیا دلی نبست و گذشت
و از ســراب تـــوهّـــم جــدا شـد از اوّل
خوشآن پرنده که در جرگهی کلاغان بود
کـز آفـت قـفـس و غـم رهـا شد از اوّل
شب آمد و من و پروانههای جان بر کف

شــروع قـصّـهی دیـوانــهها شد از اوّل
کـجـا ز سـاز شـکـسـتـه نـوای شـاد آیـد
من آن نیام که لـبـم بی نوا شد از اوّل
مـران ز کـوی خـود آوارهی مـحـبـت را
بـه درد عـشـق تـو گر مبتلا شد از اوّل
گــرفــتــه راه شـکـوفـائـی تــبــسّــم را
غـمـی که در دل #واسع بنا شد از اوّل
#سید_علی_کهنگی مهر 1404
@sayedalikahangi
برچسب:
نویسنده: مینا صفری