زورق شـعـر
نمک به زخم دلم مینهی، ملالی نیست
ندارم از تـو گلایه، بکش، خیالی نیست
نشسته زورق شعرم بـه گل، کلامم مرد
دگـر بـرای سـرودن عـزیـز، حالی نیست
به شعر حافظ شیرین سخن قسم،یاران
بـرای آخـر ایـن قصّه شوق فـالی نیست
دلـی اگر کـه بـجـا مـانـده از کسی اینجا

از آه حسرت و اندوه عشق خالی نیست
هـر آنـچـه قسمت مـا بـود از جفا، دادند
بـه پیشگاه قـضـا و قـدر، سوالی نیست
کـسـی نـکـرده گــل آلــود آب عـمـرم را
شــروع رود مـرا چشمـهی زلالی نیست
بـه گـوشـهی قـفـسـت اکتفا نـما #واسع
دگـر بـرای پـریـدن تو را مجالی نیست
#سید_علی_کهنگی شهریور 1404
@sayedalikahangi
برچسب:
نویسنده: مینا صفری