آئـیـنـهی اقـبـال
بــا یــاد دل غــم زدهای سـاخـتـه ما را
چــون بـیـد پریشان اگر افراخته ما را
مـن دورتـریـن نـقـطـهی آبـادی شـهـرم
حـق دارد اگـر از قـلـم انـداخـتـه ما را
دلـدادهتـریـن عـاشـق بـی نام و نشانم
مـعـشـوقـهی بیعاطفه نشناخته ما را
یک عمر دویدیم و به مقصد نرسیدیم

هرچند در این معرکه بـگـداخـتـه ما را
بـا دسـت تـهـی رفـتـه قـمـار آخر کاری
دنـیـای نـگـون بـخـت اگر باخته ما را
غـمـنـامـه نوشتن هنری نیست رفیقان
گلواژهی دستیاست که پرداخته ما را
#واسـع گـلـهای نیست از آئینهی اقبال
بــا یــاد دل غـم زدهای سـاخـتـه ما را
#سید_علی_کهنگی شهریور 1404
@sayedalikahangi
برچسب:
نویسنده: مینا صفری