خرید بک لینک

سرای غزل

حصارهای بی‌کسی

حصارهای بی‌کسی

نـشـسـتـه روی خـاطـرم غـبـارهـای بی‌کسی
بـه هــیــچ مـی‌کـشـانـدم قـرارهـای بی‌کسی

گذشتم از جـنـون و از خیال‌های کال عشق
بـبـیـن چـه‌هـا کشیدم از فشارهای بی‌کسی

تـمـام فصلهای مـن تهی ز شعر زندگی‌است
کـسـی نـدیـده همچو من بهارهای بی‌کسی

چـقـدر آرزو در ایـن دیـار دفـن گشته‌است
گــرفــتــه روی شـهـر را مـزارهـای بی‌کسی

بـه آفـتـاب غـم قـسـم کـه در حـوالی شبم
پــر اســت از تــوهّــم ســوارهــای بی‌کسی

پـنـاه مـی‌بـرم بـه کـنـج پـیـلـه‌ی خمودگـی
شکسته بـال و خسته‌ام ز تـارهای بی‌کسی

خـدا نـکـرده گر کسی به یاد واسع اوفتاد
بـگـو نـشـسـتــه در بـر حصارهای بی‌کسی

#سید_علی_کهنگی آبان 1404
@sayedalikahangi

برچسب: نویسنده: مینا صفری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 7:40

صفحه بندی