عـشـق شـیـریـن
مـا را خـیـال وصـلـش بـر بـاد داد آخر
تــقــدیــر مـا بــه دسـت صیّاد داد آخر
دل را چو شاخهای گل تقدیم کردم امّا
او هـمـچـو قـاصـدکـهـا بر باد داد آخر
پــایــان تـلـخ بــاشـد در انتظار عشّاق
تـاوان عـشـق شـیـریـن فرهاد داد آخر
غمگینتـریـن غزل را از مکتب شقایق

یــاد مــن پـریـشـان ، اسـتــاد داد آخر
خاموش بودنم را مدیون بـانـگ طبلم
درس سـکـوت کـردن، فـریـاد داد آخر
اسـرار شـاد بـودن، پرسیدم و نگفتند
بـا عـشـق پـاسخـم را شمشاد داد آخر
میجوشد از مزار واسـع چو لالهای سرخ
خــونــی کــه زیــر تـیـغ جلّاد داد آخر
#سید_علی_کهنگی مهر 1404
@sayedalikahangi
برچسب:
نویسنده: مینا صفری