خرید بک لینک

کوه یخ

پـایـیـز خـبـر می‌دهد از درد به خاک

از مـرگ هـزار غـنـچـه‌ی زرد به خاک

ای سـبـزتـریـن بــرگ بـهـاری ، پاییز

فـریـاد بـر آورده کـه بـرگـرد به خاک

حرصی که چوکوه آتش افتاده به‌جان

یک‌روز شود چوکوه یخ سرد به خاک

صـد قـصّـه‌ی تـلـخ می‌گذارد بـر جای

تـا بـر سـر دست می‌رود مرد به خاک

ما را سر شوق کـاخ سـلـطانـی نیست

سر می‌نهد این عاشق شبگرد به خاک

گویند کـه عشق از آسمانها جـاری‌است

حیرانم از‌یـن دانـه که گل کرد به خاک

چون مـهـر تـو را می‌بـرد آخـر #واسع

آنـکـس که تــو را ز مـهـر آورد به خاک

#سید_علی_کهنگی شهریور 1404

@sayedalikahangi

برچسب: نویسنده: مینا صفری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 7:40

صفحه بندی